محمد باقر سعيدى روشن

31

علوم قرآن ( فارسى )

از عقل فعّال سود برند . آنان همواره خويش را انسانهايى عادى مانند ديگران مىدانستند كه سخنشان موهبت الهى و از عالم غيب است : قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ . « 1 » ثانيا : حاصل اين مقال ، مساوات ساحت معرفت وحيانى و معرفت عقلى است . با توجه به اينكه حوزه‌ها و قلمروهاى معارف معمول بشرى مرزهاى معيّن و مشخصى دارند ، و همانطور كه حس و تجربه در مدار تعقل محض راه ندارد ، عقل محض نيز از نفوذ و راهيابى در قلمرو كشف و شهود و علم حضورى محروم است . بنابر اين در حالى كه مىدانيم طريق معرفت و حيانى ، طريقى راز آميز و ناشناخته و به تمامى از راه ادراكات كلّى عقلى جداست ، و محتواى پيام وحى هرگز به انديشه‌هاى متفكران خطور نكرده است ، چگونه مىتوان آن را در مرتبه ادراك فلسفى و اصول عقلى تفسير كرد ؟ ثالثا : اين استنباط ناشى از مبادى و اصولى است كه امروز بسيارى از آنها ناموجه بلكه مردود افتاده است . رابعا : اگر اين تفسير قرين صحت باشد ، بايد بپذيريم همه انسانها مخاطب وحى الهى از طريق ارتباط با عقل مىباشند . زيرا بر اساس اين ديدگاه همه نفوس علومشان را از عقل فعّال كه همان جبرئيل است ، الهام مىگيرند . بنابر اين خصوصيتى ( از جهت كمى و كيفى و ماهوى ) براى وحى نبوى نسبت به دانش حكمى و علوم ديگر نمىماند ، در حالى كه كسى چنين سخنى را بر نمىتابد . خامسا : لازمه چنين تفسيرى از وحى آن است كه نبوت و وحى ، امرى اكتسابى شمرده شود . در صورتى كه اين معنا خلاف معتقد باورمندان به اديان الهى و صراحت كلام قرآن است .

--> ( 1 ) ابراهيم / 11 .